یه معضلی که همیشه توی آشپزخونه هاشون هست , اینه که کابینت ها به طور غیر متعارف زیادی بالا قرار دارن ...درسته که به طور میانگین مردم اینجا قد بلند هستن , اما بازم کابینت ها زیادی بالاست , و من واقعا نم
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
* تقریبا یک سوم جمعیت کشور مالزی رو چینی ها تشکیل میدن , با اینکه این چینی ها ساکنین مالزی هستن و مهاجر و توریست نیستن که از چین اومده باشن , اما باز چشمم به هر چینی که می افته , ناخودآگاه ازشون می تر
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
شب که شد ماشین رو برداشت و با هم رفتیم خیابون گردی !میشه گفت عروس یه شهر دیگه شدن لذت های خودش رو هم داره !!مثلا وقتی تو به شهر و فرهنگ اون منطقه شناختی نداری و آقای همسر با آب و تاب برات زادگاهش رو ت
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
میگه : " داداش تو هم با ما بیا بریم مشهد , عروس خانوم چند روز بعد با خانواده اش واسه جشن بیاد .. اما تو بیا زودتر با ما بریم ...مثل قدیما باز دور هم جمع بشیم ... دیگه این فرصت اینجوری به دست نمیادا.ما
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
* خانواده حامد بالاخره از شهر ما دل کندن و برگشتن شهرشون.. * امروز رفتیم با حامد چند تا خیابون که لباس مجلسی داره , یه مدل پرنسسی مثل لباسای نامزدی انتخاب کرد که واسه جشن دوم بپوشم .. مدل لباس رو همسر
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور


photo by me
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
خسته شدم از بس با ارایشگاههای مختلف چک و چونه زدم ..اسم عروس رو که میارم ، قیمت آرایشگاههایِ معروف یه هو چند برابر میشه !!یک پکیج میدن دستم که از چند روز قبلِ عروسی برنامه برام دارن, با یک قیمت بالا.
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
با لباسِ عروس روی لبه ی تختِ هتل می نشینم و نظاره گر حامدی میشوم که در حال بستن درب ورودی اتاقِ هتل است. و این بستنِ در , برای من معانیِ زیادی دارد ،پایان تمام مسئولیت هایی که به عهده گرفتم ..پایان اس
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
شب عروسی از پله های تالار که پایین میام ، مدیر تالار صدا میزند که عروس بیاید و قراداد را امضا کند و حساب کتاب نهایی انجام شود !!!وارد اتاقش میشوم و از اینکه مجبورم با لباس عروس ، برگه ی قرار داد را هی
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
* دیشب پا گشایی دعوت شدم ، شام سلف سرویس بود ... واسه غذا که تعارف کردن ، من و خانومای دیگه بلند نشدیم که اول آقایون برن سر میز بکشن بیان کنار ، بعد خانوما برن ..حامد رفت و از همه چی واسه من کشید و د
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
میگه " من تو رو میشناسم , هر چی پول از فروردین توو حسابات جمع شده روز آخری می بری میدی محک. "بعد با شیطنت یه کاغذ رو میده دستم و میگه " میشه یه نگاه به این لیست خریدِ آرزوهای خواهر بی نوا و فقیرت بندا
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
هی میگه ما مشهدیا قبلِ غذا چایی میخوریم, نه بعد غذا !!دارم عادتش میدم که بعد غذا چایی بخوره , نه قبل غذا ... ....دیشب بهش میگم : کتاب " یه عاشقانه ی آرام " آخرین اثر نادر ابراهیمی رو خوندی ؟ چیزی از ع
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
مامان بابام سر سن حامد مشکل# دارن !! این چند روز همش خونه ی ما بحثه که نیان خواستگاری !! که تازه ۲۸ سالشه این پسر !! میگن تو کم نداشتی از این خواستگارا ... چرا حالا ایشون ؟مامان میگه واسه پولته که انقد
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
چهارشنبه وقتی محضر رسیدیم و خواست عاقد خطبه رو بخونه ، هنوز ساعت یک هم نشده بود ...بعدا متوجه شدم که حامد درِ گوش عاقد ازش خواهش کرده که یه کم صبر کنه که موقع اذان بشه ..... گفته خانومِ من همیشه دلش
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
سه شنبه شب همه که خوابیدن ، آروم رفتم توو اتاقمو سجادم رو پهن کردم ... تا صبح که نماز خوندم, دلشوره هام همه رفتن .. چقدر نماز آرامش بخشهاز خدا خواستم خودش توی این شروع زندگی کمکم کنه ... ۷ صبح خواستم
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
گویا مشهدیا رسم دارن که داماد, خونه ی عروس باید شب عقد بمونه و بخوابه .. حالا برعکس خانواده ی من تعصب شدید دارن که داماد دوران عقد نباید اصلا خونه پدر عروس بخوابه !! .. یعنی غیرتی میشه پدرم حالا شب
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
یه میز دو نفره توی رستوران گردون برج میلاد واسه صبحانه رزرو کرده بودم ...میخواستم یه صبحونه ی دو نفره سورپرایزش کنم ... 7.30 صبح اومد دنبالم و راه افتادیم به سمت برج میلادتا لحظه ی آخرم نمیدونست داستا
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور